تبليغاتX
خاتمی شناسی!

  4 ابهام درباره سخنان اخير خاتمي:
حديث كذا و سفرهايي براي صادرات...؟!

 

 

حجت الاسلام خاتمی در بخشی از سخنان خود به مناسبت نیمه شعبان با بررسی نظر امام در خصوص جمهوری اسلامی، گفته‌اند «مسئله دیگر اگر بتوانیم ارایه الگو است و نه اینکه داعیه جهانی شدن ]داشته باشیم[، ما روایت داریم که هر پرچمی که که داعیه جهانی شدن داشته باشد، طاغوت است».

 

با توجه به عدم تکذیب مطلب فوق توسط ایشان و نیز تداوم سکوت سوال‌برانگیز موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جدا از درستی یا نادرستی تفکر جناب خاتمی، ابهاماتی در ادعاهای ایشان وجود دارد که انتظار می‌رود نسبت به رفع آنها اقدام شود:

 

1) مشخص نبودن حدیث مورد ادعا:

 

 جناب خاتمی در طول سخنرانی خود از احادیث دیگری نیز نام برده و با ذکر نام معصوم، راوی و سند به بررسی آنها پرداخته‌اند، اما در رابطه با بحث «هر پرچمی که داعیه جهانی شدن داشته باشد، طاغوت است» تنها به ذکر مفهوم حدیث مورد نظر خود پرداخته‌اند. حدیث مورد ادعای ایشان توسط هیچ فردی مطرح نشده است. حتی گروه حجتیه نیز با ذکر حدیثی از امام صادق، که «هر که قیام کند جز بر غم و اندوه ما و شیعان ما بیفزاید کاری از پیش نبرد»، اصل قیام برای تشکیل حکومت حق را زیر سوال می‌برند نه ادعای جهانی شدن را!

 

در این میان هرچند ممکن بود روایت مورد اشاره محمد خاتمی را حدیثی از معصوم(ع) بدانیم که در آن هر پرچمی که در زمان غیبت حضرت حجت(ع)، به نام ایشان و با ادعای «قائم آل محمد(ع)» بودن برافراشته شود را پرچم طاغوت نامیده اند، اما از آنجا که بعید به نظر می رسد ، جناب خاتمی و اصولا هر انسان عاقلی، انقلاب اسلامی را مدعی چنین امری بداند، این احتمال را هم باید کنار گذاشت. 

 

به هر حال، از جناب خاتمی انتظار می‌رود نام معصوم، راوی و منبع خود را به منظور تحقیق محققان اعلام کنند، چراکه اظهارات اینچنینی فقط سبب بدگمانی در خصوص صحت ادعای ایشان می شود.

 

2) کدام سخن امام(ره) مورد نظر است؟

 

جناب خاتمی بارها خود را «پیرو خط امام» نامیده‌اند و مخالفان خود را متهم به تخطی از راه امام و مخالفت با اندیشه‌های ایشان کرده‌اند. جناب خاتمی در طول سخنرانی خود همچون موارد مشابه، هیچ اشاره‌ای به سخنان امام نمی‌کنند. جا دارد ایشان روشن کنند از کدام سخنان امام برداشت کرده‌اند که امام و انقلاب ایران، «داعیه جهانی‌شدن» ندارد.

 

3) تضاد آشکار با سخنان امام(ره):

 

علی‌رغم ادعاهای جناب خاتمی که در سکوت تاسف‌بار موسسه حفظ و آثار اندیشه‌های امام مطرح می شود، رهبر فقيد انقلاب اسلامی «خواستار تحقق اسلام نه در ایران که در هرجا که انسان هست» بوده و صریحا «یکی از اهداف عظیم انقلاب اسلامی» را «حکومت جهانی اسلام» می‌دانستند و از ملت، خواستار تحمل مشکلات این راه بودند. حضرت امام بارها از «صدور انقلاب» نام می‌برند و با تاکید براینکه منظور از «صدور انقلاب»، «لشگرکشی» نیست، از سفرای ایران در کشورهای خارجی می‌خواهند تا با عمل خود «انقلاب را به کشورهائی که در آن هستند صادر کنند».

 

در این خصوص تنها به بخشی از فرمایشات امام راحل (ره) اشاره می‌شود که در تضاد آشکار با سخنان حجت الاسلام خاتمی است:

 

«امید است با کمک و نصرت الهی سایر ملل محروم و تحت سلطه جهانی و به خصوص مسلمانان تحت ستم و مظلوم نیز با الهام‌گیری از مکتب حیات‌بخش اسلام بتوانند خود را از سلطه استعمارگران شرق و غرب نجات داده و در آینده‌ای نزدیک شاهد برقراری «حکومت جهانی» اسلام باشیم». (صحیفه امام، جلد 19 صفحه 166)

 

«لکن ما متکی به خدا هستیم و می‌خواهیم برای خدا کار کنیم، می‌خواهیم اسلام را در ایران متحققش کنیم. نه در ایران در هر جا که انسان هست. باید مسلم باشد. انشاءالله» (همان، جلد 11 صفحه 185)

 

«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ولی این بدان معنی نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند ... چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می‌آورد ولی هیچ‌کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایه‌ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و گرسنگی و شهادت را به دنبال خواهد دارد و مردم ما این راه را انتخاب کرده‌اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می‌کنند» (همان، جلد 21 صفحه 328)

 

«ما می‌خواهیم همه ممالک اسلامی این ویژگی‌ها را داشته باشند و این معنایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بیایستند». (همان، جلد 13 صفحه 94)

 

«از مسائل مهمی که شماها مثل ماها موظف به آن هستید این است که با علم خودتان در آنجا، با وضعیت سلوکتان با کارمندان، با وضعیت اصل سفارت‌خانه و وضع سفارت‌خانه طوری باشد و طوری بکنیدکه با همین عمل انقلاب شما صادر بشود به آن کشوری که در آن هستید» (همان، دیدار با سفرای ایران، جلد13 صفحه 486)

 

4) تضاد در رفتار و گفتار:

 

جناب خاتمی افکار خود را به امام(ره) و معصومین نسبت می‌دهند و هیچ دلیلی و استدلالي بر ادعای خود نمی‌آورند. از ایشان انتظار می‌رود به این سوال پاسخ دهد که چگونه خود برای صدور ایده‌های شخصی خود به کشورهای مختلف سفر كرده و آنها را جهانی می‌داند اما تفکر انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را جهانی ندانسته و بنابر حدیثی نامشخص محکوم به شکست می‌داند؟ آراء و اندیشه‌های جناب خاتمی، مشمول حدیث مورد ادعای ایشان، نمی‌شود؟!

 

*هادي سليماني

قبل از اين هم شاهد ادعاي خاتمي مبني بر عدم تمايل حضرت روح الله(س) براي نابودي اسرائيل بوديم. حالا حالاها بايد منتظر اين ادعاهاي بي اساس و تخريب چهره امام (س) توسط خاتمي و عدم تكذيب آن از جانب مسولين باشيم.
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 22:13 |
در پي رسوايي خاتمي براي ماست مالي آن بعد از اعلام حكم وهابيون براي تخريب حرم سيدالشهدا عليه السلام اين طور شايع شد كه مراجع تقليد به خاتمي مأموريت داده شده است كه براي جلوگيري از اجراي اين فتوا به عربستان سفر كند اما بعد از اين شايعه دفتر مراجع تقليد اين خبر را تكذيب كردند و مشخص شد اين سناريو كه براي پوشاندن و بازسازي چهره رسوا شده خاتمي ترتيب داده شده است تنها از جانب صانعي حمايت مي‌شود. اين خبر را بخوانيد تا كمي بيشتر با صانعي آشنا شويد.

  تمجید صانعی از يک سازمان نامشروع

 

 

شیخ یوسف صانعی صبح امروز در دیدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در قم به تجلیل از این سازمان پرداخت.

 

به گزارش رجانیوز، وی کار این سازمان را برای خدا دانست و افزود: گاهي با برخي مشکلات در جامعه مواجه مي شويم و چون کار شما براي خداست با مشکل روبرو شده ايد پس در اين راه مقاومت نشان دهيد.

 

صانعی در حالیکه پرونده سازمان مجاهدین آغشته به موارد مبهم فراوانی از تحرکات مشکوک از جمله حادثه هشتم شهریور است، خطاب به اعضاء این سازمان شبه امنیتی افزود: سوابق انقلابي خود را در فعاليت هايتان حتما يادآور شويد تا مردم بدانند که شما داري مرتبه علمي و انقلابی هستيد.

 

وی همچنین با ترغیب تلویحی اعضاء این سازمان به اقدامات غیرقانونی و ساختارشکنانه نظیر شبنامه نویسی و تکثیر آن گفت: من در فقه فعاليت دارم و شما در سياست هستيد. شما بايد در اين باره يادداشت و نوشته هايي را براي عموم بنويسد و از هر طريق که شده در اختيار ديگران قرار دهيد اگر نمي توانيد از طريق رسانه ها اقدام کنيد حتما با دست نوشته و دست به دست پيام خود را به مردم انتقال دهيد.

 

صانعی در حالی اقدام به تمجید از اعضاء سازمان مجاهدین کرده است که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مرکب از برخی مراجع مبرز تقلید و فضلای طراز اول حوزه است، تیرماه سال 81، پس از سخنرانی موهن هاشم آغاجری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدين و متعاقباً حمایت صریح سازمان از اظهارات ضد دینی وی، در اطلاعیه ای با امضاء آیت الله مشکینی رئیس وقت جامعه مدرسین، بر نامشروع بودن سازمان تأکید کرده بود:

 

« مردم شريف و مسلمان ايران
سازمان موسوم به "مجاهدين انقلاب اسلامى" در جهت بدبين كردن نسل جوان به اسلام و روحانيّت و تفكيك دين از سياست - كه هدف دشمنان جهانى اسلام نيز هست - تلاش مى‏كند.
سخنان موهن يكى از اعضاء مركزيت اين سازمان در همدان (توهين او به عقائد دينى، مراجع تقليد و مردم متديّن ايران) و حمايت بى دريغ آن سازمان از گفته‏هاى او شاهدى بر اين مدّعاست.
جامعه مدرّسين حوزه علميه قم چنين سازمانى را فاقد مشروعيت دينى مى‏داند و متديّنين را از همكارى با آنها بر حذر مى‏دارد.
والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته»

 

گفتنی است چندی پیش هم حجت الاسلام جمشیدی عضو هيئت رئيسه جامعه مدرسین بر تداوم نظر اعضاء جامعه بر نامشروع بودن سازمان مجاهدین تأکید کرده بود.

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 22:11 |

  حجت الاسلام اشکوري در گفتگو با رجانيوز:
سخنان خاتمي، تکرار عقايد حجتيه و غيرعلمي است

 

 

یک استاد حوزه و دانشگاه در واکنش به سخنان اخیر سید محمد خاتمی تصریح کرد: براي ظهور امام زمان (عج)، نياز به بستر سازي وجود دارد كه قطعاً صدور انقلاب از جمله زمينه هاي این بستر سازي خواهد بود.

 

حجت اسلام عبدالمجيد اشكوري در گفتگو با رجانيوز، سخنان اخير خاتمی مبنی بر اینکه "مسئله ديگر اگر بتوانيم ارايه الگو است و نه اينكه داعيه جهاني داشتن، ما روايت داريم كه هر پرچمي كه داعيه جهاني شدن داشته باشد، طاغوت است"، را تکرار عقايد حجتيه و غير علمي خواند و گفت: انقلاب امام خميني براي زمينه سازي ظهور بقيه الله اعظم نياز به جهاني شدن و صدور فرهنگي به كشورهاي ديگر جهان دارد.

 

وي با بيان اين مطلب كه در انقلاب اسلامي، كشور، فرد يا افرادي حكومت انفرادي و سلطنتي ندارند، افزود: زماني جهاني شدن يك حكومت، خلاف شرع است كه آن حكومت در انحصار يك فرد باشد ولي انقلاب ما توسط مردم صورت گرفت و اداره آن نيز در دست مردم است.

 

اشكوري ادامه داد: در حكومت ديني عمل به دين و اقامه دين دو ركن اصلي به شمار مي آيد كه البته در شكل گيري اين حكومت اقامه ي دين نقش بستر سازي را براي عمل به دين يعني همان تشكيل حكومت اسلامي دارد.

 

وي جهاني شدن انقلاب را مثالي مصداقي از اقامه دين دانست و در ادامه خاطرنشان ساخت: بستر سازي براي ظهور امام زمان(عج)، يك تكليف شرعي است.

 

این محقق و نویسنده همچنین در واکنش به این سخنان خاتمی در خصوص برقراري عدالت ميان اديان مختلف در زمان ظهور امام زمان(عج)اظهار داشت: با ظهور حضرت، تمام اديان و مذاهب مي توانند در كنار يكديگر زندگي عدالت محوري را تجربه كنند ولي اين گونه نيست كه غير مسلمان حكومت را در دست گيرد، چرا كه اين دور از عدالت است.

 

حجت الاسلام اشكوري در پايان تأکید کرد: بايد با تقويت جنبه هاي مختلف امامت و ولايت مداري، توطئه هاي بيگانگان را خنثي كرد چرا كه آنان با ترويج تفكرات ليبرالي خود مي خواهند امامت و ولايت را در تقابل با ملت قرار دهند.

 

گفتنی است سید محمد خاتمی در مراسم جشن نیمه شعبان، بخشی از اعتقادات انجمن حجتیه و روايت مورد استناد آنان مبنی بر اینکه "هر پرچمي كه در زمان غيبت داعيه جهاني شدن داشته باشد، طاغوت است" را مورد تأکید قرار داده بود.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 13:47 |

 

توبه اي معادل مرگ

 

 

 

اميرحسين ثابتي

 

... برخي از دوستان ما نسبت به بخشي از جامعه بي اعتنا شدند، این گله خصوصي است از روزنامه‌هاي دوم خردادي، يك روزنامه يك صفحه جبهه و جنگ نداشت... ما نبايد به مسائل فرهنگي و خانواده شهدا و فرهنگ ايثار و شهادت بي اعتنا مي شديم...
(
مشاور امنیتی سید محمد خاتمی، خبرگزاری فارس ، 14/5/86)

 

دور جدید از سفر های تبلیغاتی سید محمد خاتمی در حالی با محوریت حضور و سخنرانی در اماکن مذهبی شکل گرفته است که اخیرا برخی از چهره ها و شخصیت های اصلاح طلب نیز به صورت صریح و یا غیر صریح بر اشتباهات گذشته ی خویش مبنی بر عدم پایبندی و توجه به اصول مذهبی و اعتقادات مورد احترام جامعه صحه گذاشته اند.

 

در حالیکه تا چندی پیش در گفتگو با بسیاری از اصلاح طلبان به سختی  می شد سخنی دال بر اذعان بر اشتباهات گذشته دوران اصلاحات به خصوص در زمینه ی مسائل فرهنگی و عقیدتی  شنید، اما هم اکنون و با نزدیک شدن به زمان انتخابات،  بسیاری از سران و بزرگان اصلاحات نیز با صراحت بر عدم پایبندی این جریان نسبت به مسائل ارزشی مورد قبول جامعه سخن می گویند.

 

بی شک در کارنامه ی درخشان و زرین  افتخارات جماعت مدعی اصلاحات مبنی بر پایبندی به اصول اسلام و روحانیت، نام هاشم آغاجری همچون نگیني می درخشد! کسی که در سخنرانی های تاریخی خویش(!) نسبت به اسلام و تشیع و روحانیت از کمترین لطف ممکن! دریغ نکرد و سپس با حمایت جمعی که داعیه دار اسلام مدرن و روشنفکری بودند و در عین حال دارای قدرت، از حداقل حکمی که سزاوار آن بود، گریخت و بدین ترتیب موجب شد تا برای یک بار دیگر چهره حقیقی کسانی که دم از اصول و مبانی اسلام و انقلاب می زدند هویدا شود، هر چند که آن جماعت تا پیش از آن ماجرا نیز بارها میزان صداقت در گفته ها و شعارهای  خویش را عیان کرده بودند ولی به نظر می رسد ماجراهای هاشم آغاجری و به تبع آن حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت از وی، حتی برای خوشبین ترین افراد که اندک امیدی به جریان موسوم به اصلاح طلب را داشتند، تبدیل به سندی متقن و غیر قابل انکار و البته تلخ مبنی بر پشت کردن به تمامی ارزش ها و مبانی دینی توسط طیف حاکم و اکثریت صاحبان قدرت در آن روزها بود...

 

آیا  گروهی که هم اکنون دم از اسلام و انقلاب می زنند همان هایی نیستند که 8 سال فرصت سازی برای تعالی ارزش ها را نه تنها تبدیل به فرصت سوزی کردند، بلکه با ثبت ننگین ترین اقدامات و سخنان نسبت به ارزش ها و باورهای مورد قبول ملت، صفحاتی تاریک از تاریخ این مرز و بوم را رقم زدند؟ به نظر می رسد شخص آقای خاتمی که اینک و بعد از چند سال متوجه شده است پشت کردن به باورهای دینی و ارزش های مورد قبول مردم چه عواقبی برای آنها  می تواند داشته باشد، باید در مدت 8 سالی كه قدرت را در دست داشت مانع اقدامات شرم آور اطرافیانش که بسیاری از ارزش ها را وارونه ساخت می گشت.

 

به نظر می رسد 8 سال دوران ریاست جمهوری و به تبع آن دسترسی بر تمام شاخه های فرهنگی و اجرایی کشور فرصت بسیار مناسب تری بود تا سید محمد خاتمی در مساجد و جلسات مذهبی متعدد ظاهر می شد و برای ملت از اعتدال و یا ظهور منجی سخن می گفت(!) گویا شرایط بهتری هم در اختیار آقای خاتمی بود تا در آن به اقصی نقاط کشور سفر کند و در مساجد بزرگ هر شهری از بازگشت به مبانی انقلاب و حفاظت از جمهوری اسلامی سخن بگوید و گویا آن قدر موقعیت های مناسبی در اختیار بوده است تا در آن...

 

البته قطعا نباید از جریانی که بستر اصلی بوجود آورنده آن سکولاریزم بوده و از همان ابتدا نیز اعتقاد چندانی بر حضور و دخالت دین در عرصه های مختلف نداشته است، انتظاری جز آنچه که ذکر آن به صورت بسیار مختصر رفت، برود. هنوز جمله ی معروف خاتمی که می گفت حتی اگر دین هم جلوی آزادی بایستد درهم خواهد شکست از اذهان پاک نشده است. دقت در همین جمله نمایانگر سطح دید و اندیشه شخص خاتمی به عنوان سر شناس ترین شاخص جریان دوم خرداد  نسبت به مقوله دین است. یعنی به جای اینکه کسی بیاید و آزادی را در دین جستجو و تعریف کند، دین را در آزادی جستجو کند و به دنبال تطبیق دیانت با آزادی باشد تا آزادی با دیانت!

 

حال چه شده است که این جماعت پس از مدت ها که مسند قدرت را به خاطر همان تفکری که به آن افتخار می کردند از دست داده اند  حاضر به دفاع از همان دین شکننده ی خود در مقابل آزادی شده اند؟

 

حال آنان را چه شده است که همان دینی را که کمر همت بر نابودیش بستند و آغاجری ها از غیر معصوم بودن معصومین می گفتند و ازسوی  طیف دارای قدرت آن زمان همه نوع حمایت می شدند،  به یک باره به این نتیجه رسیده اند که مساجد اصلی ترین پایگاه برای جلب آرای مردمی است؟

 

اگرچه به نظر مي رسد پس از انتشار فيلمي از خاتمي كه در حال دست دادن با زنان ايتاليايي نمايش داده مي شد، تلاش فراواني براي بازسازي اين چهره مخدوش آغاز شده و ترتيب دادن برنامه هاي مذهبي با محوريت مساجد با حضور خاتمي نيز در راستاي بازسازي همين آبروي از دست رفته است.

 

به هر حال، نه تنها آحاد ملت، نه تنها تمام مدعیان اصلاحات، بلکه شخص سید محمد خاتمی نیز به خوبی می داند که انجام سفر های مختلف به شهرهای بزرگ کشور و حضور در مساجد جامع، و یا به عنوان آخرین نمونه سخنرانی در شب نیمه شعبان در مسجد حضرت ولی عصر تهران، نه تنها دیگر نشانی از بازگشت حقیقی و اصیل به اسلام و مبانی دینی و ارزشی ندارد، بلکه حربه ای کاملا نخ نما شده توسط جریانی است که در گذشته بارها امتحان خود را نسبت به پایبندی به اصول و ارزش ها نشان داده اند  و جدای از نمونه هایی که به دلیل اختصار و صد البته حرمت قلم به اختصار بیان گردید، جریان شناسی ظهور دوم خرداد و تباین آشکار بسیاری از خطوط فکری آن با مبانی اسلام  موضوعی است که پرداختن به آن در این قلم نمی گنجد و باید به صورت مجزا و جداگانه ای مورد بررسی قرار گیرد لذا هم اینک نیز باور کردن بازگشت به مشی اعتدال و اسلام و مبانی دینی که هر روز توسط ارگان های رسمی و غیر رسمی اصلاح طلبان عنوان می شود و هم چنین برنامه های تبلیغاتی که با محوریت حضور در اماکن مذهبی و سخنرانی هایی با موضوعات دینی در حال انجام است، به همان مقدار مضحک است که عنوان شود روز سیاه است و شب سفید! چرا که اساسا پذیرش مشی اعتدال و بازگشت به مبانی و ارزش ها با جریان موسوم به دوم خرداد در تناقض است ، زیرا شکل گیری این جریان بر یک روند کاملا سکولاریزه و بی ارتباط با دین و مذهب شکل گرفته و این نکته ای است که بسیاری به آن اذعان داشته اند و شیخ مهدی کروبی در گفتگوی اخیر خود با فارس با گفتن این جمله نه تنها با عموم مردم بلکه با بسیاری از همفکران و همطرازان خود نیز در این رابطه که آیا آنها پس از رسیدن به قدرت به شعارهای حال حاضر خود پایبند هستند یا خیر پاسخ گفت:

«... من هيچ شبهه ندارم اگر دوباره پيروز شويم و يك مقدار جلو برويم همان قضايا و تند روی ها شروع خواهد شد ...»

 

مجمل آنكه شيخ كروبي صراحتي را در پرده لفافه آميخته و اذعان مي كند: توبه گرگ، مرگ است!

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18:48 |